۱۳۸۹/۱۲/۰۹

دیکتاتورهای کوچولو

کد 662 – 9/12/89
اگررهبردیکتاتوراست – که هست – فقط بدان استناداست که « حرف زدن » راحق همه آحادملت ندانسته وحرف خودراجامع وفراگیری آنرا متوقع است
پس هرکس دارای همین خصلت باشداونیزدیکتاتوربوده وچون فاقدقدرت است دیکتاتورکوچولو خواهدبودواگرروزی قدرت گرفت به قطع ویقین دست کمی ازدیکتاتورفعلی نخواهدداشت
بااین مقدمه بدنیست نیم نگاهی به نظردسته بندیهای موجودصحنه سیاسی انداخته شود
- فرقه حاکم : نظام باولی فقیه وولی فقیه هم همین فردموجود
- اصلاح طلبان : همین قانون اساسی باپایبندی به قانون واجرای متوازن
- موسوی وکروبی : همین قانون اساسی ولحاظ اصل وحی مُنزل نبودن آن
- اپوزسیون خارج کشور (عمدتأ) : براندازی نظام
- جنبش سبز : مخلوطی ازمجموعه جناحها بجزجناح قدرت ( باوزن های متفاوت )
- جنبش غیرسبز : عین جناح قدرت
بدین ترتیب دریافته میشودکه مواضع کل جناحهای خارج قدرت معطوف به بخش مؤخرنظردیکتاتوریعنی « حرف خودراجامع وفراگیری آنرا متوقع است » بوده واصل مبارزه که به نظرمی بایست شعاراین مقطع مبارزه باشد یعنی « حرف زدن حق همه آحادملت است » مغفول واقع شده وبدین منوال همه جناحهای مخالف قدرت
اولا : به دیکتاتورکوچولو تبدیل شده اند
ثانیأ : بخشی ازانرژی خودرامصروف جدل بایکدیگرمی نمایند
بدیهی است که اگرفازاول مبارزه صرفأبراخذامتیازسخن گفتن متمرکزشود ، تشتت آرا تقیلیل ، مبارزه تسریع ، بهانه حاکمیت محدود وطبعأبعدازدستیابی به این مرحله که برپایه آن دست آورد ، مطبوعات آزاد واحزاب فعال وشبکه های اطلاع رسانی مجازی بدون مانع وتریبونها احیا خواهدشود ، هرجناحی میتواندبه اتکای حجم آرای هوادارانش که به مأخذشمارش صحیح وبدون تقلب تعیین می شود ، پیگیراهداف ازپیش اعلام شده اش باشد .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر