۱۳۹۰/۰۱/۰۳

محبت درلفاف تلخ

کد 685 – 3/1/90

جماعتی براین باورندکه خداوندمتعال درمورد انسانها دومتدمعمول می دارد
بخشی عقوبت گناهانشان رادرهمین دنیا تحمل ومطهرترخیص می شوند وبخشی دیگرکه پرونده سنگین تری دارند ، حواله به قیامت می شوند .
ازاین منظراست که ناملایمات مبتلابه بی گناهان گرفتارکینه فرقه حاکم قاعدتأ باید برایشان قابل تحمل باشد چون ، اگر چه برای گناهی که نکرده اسیراست اما ، به حساب ظلمی که ناخودآگاه درگذشته مرتکب شده درحال تسویه حساب وازباب لطف خدا میرودتاپاک ومبرا شود .
قصه خلع آیت الله منتظری درایام نوروزحادث شد ودوفردیکه به استنادفرمان امام خمینی ، باآب وتاب درتثبیت آن کوشیدند همانا موسوی وکروبی بودندکه به نظرمیرسد مجازات ظلم ارتکابی رادرحال تحملندتا این نقیصه دوران حیاتشان درهمین دنیا زدوده شود .
برفرض آنکه چنین تبیینی وتحلیلی صحیح باشد ، باید توجه داشت که
- مسئله برای مجریان اجرای حکم خدا ، نه فقط هیچ مشروعیتی بهمراه ندارد که ازباب حساب آنهاظلمی است که بی گناهانی رابه بندکشیده اند .
- چنین توجیهی نمی تواندبهانه ای برآزادگان باشدکه دست ازتلاش ومبارزه درراستای آزادی اسرابردارندکه اگرچنان کنند ، آنهاهم درظلم فرقه حاکم شریک قلمدادمی گردند
فرقه حاکم اگردرباقیمانده عمرشان عقوبت دنیوی رابخودندیدندبایستی مطمئن باشندکه پرونده ای سنگین داشته وآخرتی عجیب ومهیب درانتظارآنهاست .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر