کد 1940– 93.6.1
یکی ازپیمانکاران بزرگ که به اتهام کمک مالی به یک تشکل سیاسی غیرهمسوباحاکمیت ، بازداشت ومدتها درسلول انفرادی نگهداری شده بود میگفت :
روزی مراازبازداشتگاه به دادسرا بردند ودرراهرو منتظرتانزدقاضی بروم
همسرم که اروپائیست هم به دادسرا
امده بود ، درکنارم نشسته وازمن پرسید :
این سلول انفرادی چیست وآنراچگونه می گذ رانید ؟ گفتم :
هرصبح باپخش ترانه وخواندن اشعارازخواب بیدارمان می کنند،
به فضاسبزرفته ونرمش وورزش وبعدازگرفتن دوش برای صرف یک صبحانه کونتینالتال به سالن هدایت وتاظهرهرکس به فراخورمیلش به کتابخانه / استخروسونا /زمین گلف /فوتبال و ...رفته ودرانتها دوش گرفته وبه سالن ناهارخوری عزیمت وبعدازصرف ناهاروقت آزاداعلام وتا 6 بعدازظهرادامه وسپس تاهنگام صرف شام به انواع سرگرمی ها ازقبیل ، خواندن کتاب ، روزنامه ومجله / تلویزیون /شطرنج /تخته نرد/ورق و......مشغول وسپس شام خورده وبه پیاده روی رفته ودرانتهای شب میخوابیم تابرای فرداسرحال باشیم
همسرم که بادقت همه ی حرفهایم راگوش داده بودبالهجه دست وپاشکسته فارسی گفت :
« پس سلول انفرادی که جای بدی نیست »
( نقل ازوبلاگ م.ن )
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر