کد 1980– 93.7.10
میگفت : اوائل دوردوم ریاست جمهوری خاتمی که عزم عزیمت به دیارفرنگ داشتم تمام دوستان نزدیک که جملگی ازمقامات دولتی بودندرا به ضیافتی دعودت تاضمن دورهم بودن خداحافظی هم کرده باشم .
آن شب پرازنشاط وطراوت که عطردوستی ورفاقت موج میزدوتقریبأهمه مدعوین به سرزنش من مشغول که چراقصدترک کشوررادارم ادامه وپس ازنمایش پراحساس خداحافظی باتک تک رفقا ، به پایان رسید .
چندماه پیش که به ایران بازگشتم برآن شدم که تابابرگزاری ضیافتی تجدیدخاطره کرده ولذا باارسال پیامکی همه ی همان دوستان رادعوت نمودم .
شب تعجب برانگیزی بود .
عده ای بخاطرزندانی بودن غایب وبین حاضرین نیزفضای سردودل مرده ای حاکم وعمومأ ، بجزسلام وعلیک خشک وبی روح اولیه ، کلامی ردوبدل نمیشد.
نهایتأکنجکاویم بدان منتج شدکه فهمیدم بین هر چندنفر با چندنفردیگرجمع حاضرکه با تداخل موضوعات وهم پوشانی فراگیرشده بود ظرف 13 سال گذشته اختلافاتی به وقوع پیوسته که باعث وبانی آن ، فعالیت اقتصادی مشترک منجربه ناکامی ، زیک زاک رفتن های سیاسی ، همدیگر فروشی برای کسب قدرت ، ... بوده ورفقا کاملأنیم سوزشده اند وخودنیز مقربودندکه این بذر راجناح رقیب پاشیده و ازکرامات !! ذوبیان درولایت متنعم شده اند .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر