۱۳۹۴/۱۱/۰۹

نامه ای ازرهبر عزیزان من


کد 2452– 94/11/9

چرادست وپامیزنید ؟
سالها که تقلاکردید ، بجزحصروحبس ورنج والم چه نصیبتان شد ؟
چراحرف توی گوشتان نمی رود ؟ چراحالیتان نمی شود ؟ چرانمیدانید دقیقأ کجائید ؟
دیدیدوخواهددیدکه ازاین خرمرادپیاده نخواهم شد ، چون :
هم زوروهم پول وهم رو وهم ، تادلتان بخواهد بادمجان دورقاب چین ومجیزگودارم
به عقل بیائید وسربراه شده وبرای خودتان دردسروبرای شعف ضیافت پُردودما بسان مگس مزاحمت ایجادنکنید
اگربرای همه عمرنمی توانید ساکت باشید عیبی ندارد ، برای چندسال باقیمانده ازعمرمن که حتمأمی توانید آرام شویدتامن هم باقلبی آرام ازمیانتان بروم وبعدازآن هرچه میخواهیدانجام دهید
میدانم نگرانی شماهاچیست ، می ترسیدعمرم بطول عمراحمدجنتی شود اما ،
من به شمااطمینان میدهم که چنین نخواهدشدزیرا عمرطولانی عمومأ متعلق به علی بی غم هاست که من پُرازغمم ( ناپدری شماعزیزان – سیدعلی خامنه ای الحسنی )

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر