۱۳۸۹/۰۶/۱۶

بی اعتمادی ومسئولیت

کد 487 – 16/6/89

تکثردرهمه ابعادمتصوره اداره امورجامعه یک ضرورت وتحدیدآن خیانتی بیش نیست
بخش عظیمی ازمردم به فرقه حاکم بی اعتماد بوده وبه تبع آن ، حاضرنیستند حتی تب وبیماری خودراهم بدست اووهمه رگه های منشعب ازاو ، بسپارند .
ازطرفی بین همین اقشارافرادی سرشارازمسئولیت دینی ومیهنی واسلامی وانسانی وجوددارد که آماده اند تادرحدبضاعتشان ، درهررویدادی جانفشانی کنند . بنابراین برمعتمدین این افراداست تابانقش پذیری این نقیصه رابرطرف وخودمرجع وملجأ گردند .
وقتی یک ایرانی اعم ازمسلمان وغیرآن درجریان وضعیت اسفبار25 میلیون پاکستانی سیلزده قرارگیرد وازطرفی حتی حاضرنباشد کمک چندده هزارتومانی خودرابه طیف ذیربط دولت بسپارد وکمیته امدادوامثالهم رانیزعین دولت بپندارد تکلیفش چیست ؟
آیا برفردی نظیرکروبی تکلیف نیست که شماره حسابی اعلام کندتا این بخش ازمردم کمک های خودرابدان بسپارند ؟
شایدگفته شود ،
- فرقه حاکم اجازه گشودن ویابرداشت ازچنین حسابی رانمیدهد ، که بایدگفت : اشکال نداردچون چنین برخوردی ، علاوه برافشای هربیشترفرقه حاکم ، وجدان افرادی که احساس تکلیف می کنند رابجهت آنکه تلاش خودراکرده ولی موفق نشده اند راراحت می کند .
- برای واریزکنندگان دردسرسازوفرقه حاکم آنها راموردتعقیب وآزارواذیت قرارخواهدداد که باید گفت : افرادخیرمی توانند نام پرداخت کننده کمک به حساب بانکی رامستعاربنویسند .
امیدآنکه مردان معتمدی نظیرکروبی که ملبس به لباس همین فقره خدمات اجتماعی هم هستند ، ازاین پس چنین مسئولیت هائی رانیزعهدارشوند .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر